
وارد زندگیت می شوند برای شب هات قصّه برای قصه ها شهرزاد می شوند جزئی از لحظه ها دلیل خنده ها شریک بغض های تو می شوند بعد یک روز صبح به طرز وحشتناکی کشف میکنی که دیگر هیچ جا نیستند جز در شعر هایتـــو شعرهایی که به طرز غمگینی هیچکس نمی خواند ، جز خودت { بیهوده ترین انتظاری که از آشنایی های عقیم مانده ی امروزه می توان داشت ،به ثمر رسیدن یک رابطه است} نیکی فیروزکوهی ...
ادامه مطلب
آدم ها هیچ وقت برای مان تمام نمی شوند آن هایی كه می روند مانند آن هایی كه مانده اند هر روز از روزنه ی ریز كوچكی درون مان را دید می زنند... درون ما پر از آدم های نصفه نیمه ی ناتمام است كه خورده حساب های صاف نشده با ما دارند آن هایی كهدلشان را شكسته ایم ، آن هایی كهدلمان را شكسته اند ... همه ی آن ها همیشه در سیر و آبادی و خرابی لحظه لحظه های زندگی مان دست دارند به سان اشباحی كه گاهی بی هوا می آیند اماهرگز بی هوا نمی روند همواره روبروی مان نشسته اند و سایه انداخته اند در آینه... مریم رحیمی ...
ادامه مطلب
وقتی عاشق می شویم ، فقط لبخند می زنیم .. وقتی ناراحت می شویم ، فقط لبخند می زنیم .. وقتی غصه می خوریم ، فقط لبخند می زنیم .. وقتی خیلی از وقتی ها ، برایمان پیش می آید ، فقط لبخند می زنیم .. هیچکس نفهمید وقتی ما لبخند می زنیم ، واقعاً چه احساسی داریم ؟! فقط لبخندمان را دیدند بدون آنکه حتی بدانند این لبخند از کدام احساسمان جاریست.. ...
ادامه مطلب